![]() |
![]() |
|
| همه چی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:42 توسط infect |
|
|
توي خلوت دلم هيچ پرنده اي دلش نمي خوادپر بزنه توي اين باغ رنگارنگ گلي نديدم كه دستامو پس نزنه
من در قفس دل تو مي ميرم... حسي از تو نديدم كه بخواد دستامو بگيره...
من محتاج تكيه كردن به تو بودم سايه ي تورا بر سر خود نديدم كه مرا غصه نگيره
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:19 توسط infect |
|
|
صداي تيك تيك ساعت اتاقم تو سياهي اسمون نگاهم تنها چيزيه كه مي تونه... فكر تورو از يادم ببره...دوباره خواب و يادم بياره... جنون شروع شد چرا تاريكه نكنه شب شده... بازم كه شب شده تو اومدي سراغم! نگاه اخر تو چنگ مي زنه تو افكارم... تو فكر تو هستم فكر تو داره دلوداغون مي كنه! خاطرات گذشته ي تو داره ديونم مي كنه... نمي دونم چه حسيه!ولي مي دونم كه مي خواد منو نابود بكنه... بازم صداي تيك تيك ساعت اتاقمه! كه تورو از يادم مي بره!دوباره خواب و يادم مياره... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:19 توسط infect |
|
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:18 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:17 توسط infect |
|
|
عشق یعنی چی: ...عشق یعنی همیشه فکرش باشی ...عشق یعنی راهی بی انتها ... عشق یعنی بی راهه بی نشونه ... عشق یعنی مرگ در زندگی ...عشق یعنی پایان وقت و شروع زندگی ...عشق یعنی موقع قرار یک عمر منتظر میمونی اما میبینی فقط یک دقیقه گذشته ...عشق یعنی گریه برای دلت ...و عشق یعنی بزرگترین زندگی ... گریه کنیو خدارو شکر کنی که عاشقی ...میدونیی خوبی قدم زدن زیر بارون چیه؟این که هیچکس اشکاتو نمیبینه.
عشق يعنی انتظار و انتظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم دل بر هم زدن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن
کجایی ؟ گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست رد پاي اشكايم را بگير تا بداني خانه ي عاشق كجاست
اگر روزی مردم... دوستیت : آرزوم مرامت : برف دلت : زلال باطنت : طلا ظاهرت : بلا وجودت : نعمت داشتنت : غنیمت ندیدنت : مصیبت سالاری به خدا
شکایت دل ز غم کسی اسیرم که میگه خبر ندارد !!!!!!!!!!! عجب از محبت من که در او اثر ندارد !!!!!!!!!! غلط است هر که گوید، دل به دل راه دارد !!!!!!! دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد !!!!!!!
از وقتی تو را شناختم فهمیدم عشق 3 بخش است ۱- عطش دیدن تو ! ۲- شوق با تو بودن !! ۳- و اندوه بی تو بودن !!!
|
||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:16 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:7 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 21:24 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 22:31 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 22:31 توسط infect |
|
صد بار گفته ام ، به ♥تو♥ عادت نميكنم ببين ♥تو♥با گذشته وساطت نميكنم ♥تو♥ آرزوي گنده ي ديروز بوده اي امروز كوچكي و سماجت نميكنم ديگر به دختري كه به جايم عروس شد يا عشق سابق ♥تو♥ ، حسادت نميكنم ديگر گذشته است از اينكه رفيقت شوم ، ولي حتي ...اگر ... نه باز هم رفاقت نميكنم عشقت براي او كه ♥تو♥ را از دلم ربود هر چند قسمت است قضاوت نميكنم ♥تو♥ امتحان شدي و جوابش صحيح بود ديگر به قلب خويش خيانت نميكنم گفتي دوباره من و ♥تو♥ و عشق و زندگي ديگر از اين دروغ ♥تو♥ حيرت نميكنم ♥آقا♥ چقدر چونه زدي ،ديرتان نشد؟ ♥تو♥ قول داده اي كه اذيت نميكنم ♥آقا♥... خدا هميشه نگهدارتان و من.. ديگر نمي توانم و صحبت نميكنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:14 توسط infect |
|
سلام. حالم من خوبه. البته اينو دكتر ها مي گن. چند وقته هر نصفه شب، از چشمام كلي كبوتر مي باره. چشام به عقربه هايیه كه انگار پاهاشون تو گل فرو رفته. عقربه هايي كه مثل آفتابگردون دور سرم مي چرخن و من سرگيجه مي گيرم. ديشب باد تندي زدو همه واژه هاموخورد. بارون گرفت و همه شعر هامو شست و با خودش برد. حالا فقط كلمه مقدس "تو" برام باقي مونده. كلمه اي كه بدون اون هيچ حرفي براي گفتن ندارم. اين دقايق بي تو چه سخت مي گذره. دستمو بگیر!
بروووووووووووو
هر جا كه مي خواهي برو خدا پشت و پناه تو به رسم كهنه اشك و آه مي ريزم به راه تو ندارم هديه اي جزء اين كنم تقديم چشمانت ببين با دست خالي رفت اين روح سياه تو بسوز اي دل به اين آتش به جرم عاشقي هايت به يك بيگانه دل بستي همين بود اشتباهايت ببين كه عاشق رويت گذشت از عهد ديرينش پس از اين نيست دل تنگ و فداي بغض پنهانت . .
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:13 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:10 توسط infect |
|
|
حالا که رفته ای :
دل دلیل می آورد و
عشق گریه می کند.
با این همه جای خالی ات پر نمی شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:8 توسط infect |
|
|
هر ستاره شبي است كه از تو دورم اسمان چه پرستاره است
ميدانم كوله ام سنگين است و دلم غمگين اما تو دلواپس نباش نيامدم كه بمانم . . . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:4 توسط infect |
|
وقتي تنها شده بودم تو نشستي توي قلبم وقتي زخمي شده بودم تو بودي مرهم دردم توي اوج بي كسي ها تو شدي همه كس من وقتي غمگين شده بودم تو شدي دلواپس من وقتي كه ترانه هامو براي تو مي نوشتم تو فقط مي فهميدي توي شعرهام چي نوشتم تو واسه دلخوشي من از همه دنيا گذشتي واسه آرامش قلبم در كنار من نشستي اگه تو هرگز نبودي من از غصه مي مردم
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
خانه کوچک ما سیب نداشت .....
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو ودیگری وجود تو به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو من در این دنیا دو چیز می خواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو من این دنیارو برای دو چیز می خواهم یکی تو ودیگری برای با تو موندن تا همیشه دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 19:43 توسط infect |
|
کاش در دهکده عشق فراواني بوود کاش اگر گاهي کمي به هم لطف مي کرديم کاش به حرمت دل هاي مسافر هر شب کاش دنيا کمي از درد خودش کم مي کرد کاش به تشنگي پونه که پاسخ داديم مثل حافظ که پر از معجزه و الهام بوود چه قدر شعر نوشتيم براي باران
عشق ادما... سلام اي روشن تر از سياهي اي انتظاري که نداري سودي جز تباهي اي ستاره که با اون نگاه رنگين چشمک زنون مي گي که هستي غمگين اره بازم من امدم تا که بشم همدم تو بشم مجنون و ديونه تا که بدوني عاشقم عشق تو مي خوايي بگم دليل من براي دوست داشتن تو چي هستش مي خوايي داد بزنم که دل من چند بار به پاي تو شکستش باشه ميگم بهت مي گم از بغض سالها انتظار مي گم تا بدوني که عشق اينه اسم عاشق رو رو خودت هيچ وقت نذار بذار از اولش بگم ازلحظه هاي بي کسيم واست بگم اون روزي که چشماي تو منو کردش اسير تو شدم زندوني دل سنگ تو ندونستي فدا شدم به پاي تو حالا ديگه تموم شده شب من صبح شده باز تموم لحظه هاي من ديگه بايد برم و براي رسيدن به تو دعا کنم تمنا کنم به اون خداي عاشقا که هيچ وقت جدا نکن عشق از دلاي ادما
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم اي کاش مي دانستي... اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم اي کاش مي دانستي... اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
يک نفر دلتنگ است... يک نفر سخت دلش بارانيست... يک نفر در گلوي خويش بغض خيسي دارد... مي خواهم بنويسم براي تو که در تمام لحظاتم وجود داري... با تو بودن مرا شاد مي کند وبي تو بودن مرا غمگين ودلتنگ... تو با من هستي در حالي که در کنارم نيستي... تو با مني چون در قلب مني... قلبم را با دنيا عوض نمي کنم چون... تو در آني و من تو را دوست دارم...
به اينکه من دوست دارم حتي يه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجراي ما و عشق تقصير چشماي تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم يه جو هوس نداشت بس که يه عمر آزگار کاري به کار کس نداشت تا اينکه پيدا شدي و گفتي ازاين چشماي خيس
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:36 توسط infect |
|
وقتي تنها شده بودم وقتي زخمي شده بودم توي اوج بي كسي ها وقتي غمگين شده بودم وقتي كه ترانه هامو تو فقط مي فهميدي تو واسه دلخوشي من واسه آرامش قلبم اگه تو هرگز نبودي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:36 توسط infect |
|
|
به خلوتگاه تنهاییت دوباره خواهم آمد،
و خواهم شکست
سکوت تنهاییت را و تو را با خود
به تجلی گاه روشنی می برم
به جایی که احساس آئینه قابل لمس باشد
به جایی که سکوت معنای همه ی حرفهای ناگفته است
به دوردستها
به دیاری که آدمها زیر سنگینی کوله بار خیانت
بی صدا ،نشوند.....
به دیاری که همه تن پوشی از صفا
به همراه دستاویزی از راستگویی به تن
کنند و در دشت وسیع صداقت همراه با رقص واژه ها
و با ترانه سکوت
به دلبری دلهای عاشق بروند
و از آنجا همگام با هم به دیار تو می آئیم .
تو ای تنها واژه معلوم ...........
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:34 توسط infect |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() میخوام امروز همه نگفتنی ها رو بگم قصه عشق گذشته قصه شادی و غم تو گمون کردی بری دنیا تمومه واسه من شادی از غم میمیره خنده حرومه واسه من من نگاهم دیگه دنبال تو نیست دلمو پس میگیرم مال تو نیست دیگه هرگز ننویس قصه برام برو من عشق دروغی نمیخوام دیگه من عشق دروغی نمیخوام نمیخوام نمیخوام نمیخوام
هر وقت خواستي بدوني کسي دوست داره تو چشاش زل بزن تا عشقو تو چشاش ببيني...اگه نگات کرد عاشقته...اگه خجالت کشيد برات ميميره...اگه سرشو انداخت پائين و يه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو
همیشه خوشبخت باشی عشقم
دوستت دارم، چون تو آخرين اميد زندگي مني، و لياقت اين دوست داشتن را داري! دوستت دارم، همچو رهايي پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها، دوستت دارم، همچو رهايي پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها، دوستت دارم همچو باران! باراني كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و ميشويد!
هرروزدلم درغم توزارتر است
وز من دل بي رحم توبيزار تر است
بگذاشتيم غم تو مگذاشت مرا
حقّا كه غمت از تو وفا دارتر است
هی فلانی هی فلانی زندگی شاید همین باشد
اگر میدانستی اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
چشمهایم را می شستی
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
هرگز قلبم را نمی شکستی
لحظه ای مرا نمی آزردی
همه چیز را فدایم می کردی
تا ابد دوستت دارم
اگر بعد از مرگم از تو پرسیدند : آن وجودی را که
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:29 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:18 توسط infect |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:10 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:6 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:2 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0:28 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0:26 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:40 توسط infect |
|
|
تکرار.. تکرار تنهایی... تکرار بیکسی... تکرار هیچ کس شدن! تکرار صدای گریه...تکرار بغض و ناله... تکرار ...تکرار...تکراررر.... خستم... خسته...خسته... کلافم.. دلم هوات و کرده واسه همینه..واسه همینه که سر روی عکسات میزارم و اشکایی و که چند ماه با زحمت توی دلم جاشون داده بودم برات میریزم. کاش بودیو توی کوچه ها پرسه زنون رو به آسمون قدم میزدیم... گریه میکنم... بی صدا مثه همیشه...دلم هم پره...هم کلافس... کاش بودی..
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 19:8 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 15:53 توسط infect |
|
|
علی رادی و حسن پرفال و مرتضی شریفی
هرزون و انزو بنام پای در زنجیر و یک کلیپ از کنسرت بزرگ 27 اردیببهشت کرج که مربوط به اجرای فوق العاده زیبای انزو می باشد
سعید کرمانی
مهدی Sefr Time با همراهی پیشرو و رضایا بنام نامه های خالی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 16:17 توسط infect |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
من تو این وبلاگ همه چیز آپ میکنم. مخصوصا در مورد رپ ، فقط رپ ارضام میکنه. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
موزیک.کلیپ.عکس.بیوگرافی. رپرهای ایرانی .::: بزرگترین مرجع دانلود موزیک رپ :::. وبلاگ هواداران حسام استپس دختر ایرونی!!! آهنگ ، عکس ، بیو گرافی فاز مثبت |
|
RSS
|
border=0>