![]() |
![]() |
|
| همه چی |
|
تکرار.. تکرار تنهایی... تکرار بیکسی... تکرار هیچ کس شدن! تکرار صدای گریه...تکرار بغض و ناله... تکرار ...تکرار...تکراررر.... خستم... خسته...خسته... کلافم.. دلم هوات و کرده واسه همینه..واسه همینه که سر روی عکسات میزارم و اشکایی و که چند ماه با زحمت توی دلم جاشون داده بودم برات میریزم. کاش بودیو توی کوچه ها پرسه زنون رو به آسمون قدم میزدیم... گریه میکنم... بی صدا مثه همیشه...دلم هم پره...هم کلافس... کاش بودی..
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 19:8 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 15:53 توسط infect |
|
|
علی رادی و حسن پرفال و مرتضی شریفی
هرزون و انزو بنام پای در زنجیر و یک کلیپ از کنسرت بزرگ 27 اردیببهشت کرج که مربوط به اجرای فوق العاده زیبای انزو می باشد
سعید کرمانی
مهدی Sefr Time با همراهی پیشرو و رضایا بنام نامه های خالی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 16:17 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:49 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:47 توسط infect |
|
|
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هوای خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو می باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمی كردی نمونده پيشت، ديدی رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و گنجشك كلاغای سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توی دنيای خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشی ، شده كارش فراموشی ، ديگه بارون نمی باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستی توی اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو به فراموشی ،چند روزه تو مي سپاری گفتم كه تو مي دونی،سرخاك تو می ميرم ، ولی تا لحظه مردن نمی گيرم دل از تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:46 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:45 توسط infect |
|
|
حالا من یه گوشه تنهام با یه عکس یادگاری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:45 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:43 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:42 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:41 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:41 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:40 توسط infect |
|
|
دوست داشتن به 26 زبان دنیا 01) English : I Love You 02) Persian : To Ra Doost Daram 03) Italian : Ti Amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t`Aime 07) Spanish : Te Guhero 08) Greek : S`Ayapo 09) Hindi : Mai Tumase Pyre Karati Hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man Doost Daram 12) Yugoslavian : Ya Te Volim 13) Japanese : Kimi O Ai Shiteru 14) Korean : Nanun Tangshinul Sarang Hamnida 15) Russian : Ya Vas Liubliu 16) Vietnamese : Em Ye ^ Ha Eh Bak 17) Romanian : Te Iu Besc 18) Syrian/lebanese: Bhebbek 19) Swiss-German : Ch'ha Dig A"rm 20) Swedish : Jag A " 21) Africans : Ek Het Jou Li … 22) Chin: woooooo Aiiiii Ni 23) Fanland : Mina Rakastan Sinua 24) Esrail : Ani Ohev Otakh
25) Albani : Une Te Dua 26) Portckal : Eu Amo-O |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:39 توسط infect |
|
|
بيوگرافی
محسن چاووشی / متولد ۸ مرداد ماه ۱۳۵۸ / محل تولد خرمشهر / ۲ خواهر و ۳ برادر به نام های هوشنگ ، مهرداد و فرهاد دارد / ماشین مورد علاقش وانت هست در حالی که
خودش ماشین شخصی نداره / ساز تخصصیش کیبورد هست / ورزش مورد علاقش شنا هست و از فوتبال بیزاره / بسیار زود رنج / آهنگ متاسفم و رفیق خوب را از سایر آهنگاش بیشتر د
وست داره و حالش از آهنگ قاتل حرفه ای به هم می خوره / بازیگران مورد علاقش پرویز پرستویی و رضا کیانیان هستند و کارگردان مورد علاقش داریوش مهرجویی / خواننده های مورد علاقش محسن نامجو و کریس دی برگ هستند و آهنگساز مورد علاقش چایکوفسکی / مجرد هست و فعلآ قصد ازدواج نداره!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 13:4 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 13:1 توسط infect |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 13:21 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 13:15 توسط infect |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 11:22 توسط infect |
|
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:18 توسط infect |
|
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:11 توسط infect |
|
|
ملقب به رضایا سن : ۲۱ ساکن یوسف آباد دانشجوی ترم سوم رشته ی موسیقی رنگ مورد علاقه : مشکی ماشین مورد علاقه : پرشیا ELX مجرد تقریبآ ۱ سال و نیم هست که در سبک R&B فعالیت می کنه ۱ سال قبلش سبک پاپ کار می کرده / اولین آهنگ سبک R&B او "بی معرفت" نام داره که با آرمبن 2afm آنرا اجرا کرده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:10 توسط infect |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:7 توسط infect |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:5 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:59 توسط infect |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:57 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:43 توسط infect |
|
|
حتی در عراق هم هنوز زندگی و احساس وجود دارد
بله درست حدس زدید این عکسها از عراق هستند می توانید در عکس ببینید که با اینکه در آنجا ظلم های زیادی در حق مردم عراق روی می دهد ولی آدم خوب هم در آنجا و در میان اشغالگران وجود دارد .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:34 توسط infect |
|
|
یک لحظه طول می کشه تا از کسی خوشت بیاد , یک دقیقه طول می کشه تا یکی رو بپیچونی یک ساعت طول می کشه تا یکی رو دوست داشته باشی یک روز طول می کشه تا دلت برای یکی تنگ بشه یک هفته طول می کشه تا به یکی عادت کنی کمتر از یک ماه طول می کشه که عاشق یکی بشی اما یک عمر طول می کشه تا فراموشش کنی .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 14:54 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 14:46 توسط infect |
|
|
هيچ وقت نمي دانستم تنهايي چيست تا زماني كه از تو دور شدم ! حالا تنها چيزي كه مي خواهم اين است كه يك بار ديگر در كنار باشم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 14:26 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:45 توسط infect |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:44 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 14:13 توسط infect |
|
|
دلم برای خیلی چیز ها تنک شده. ای کاش می شد به دوباره انجام دادن بعضی چیز ها فکر نکرد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 14:5 توسط infect |
|
|
وقتی احتیاج به کمک داشتم هیچ فردی نبود که بهم کمک کنه. وقتی تو بودی فکر میکردم کمکم میکنی. ...بعد تو... باز هم هیچ انسانی پیدا نشد که کمکم کنه. حالا که رفتی آدم های زیادی اطراف من هستن. اما فقط یکیشون به من کمک کرد . چون اون آدم نبود فرشته بود. این همه آدم که از خوبی و دوستی و دوست داشتن حرف میزنن. تو کجای این خوبی بودی. من که ندیدم،من چه بدی به تو کردم که اینجوری جوابم رو دادی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 14:4 توسط infect |
|
|
لبت را با سوزن بدوز.
چیزی به یاد من نمی یاد بلکه جلوی چشمامه دیکه احتیاج نیست به یادم بیارن. چشمانم بسته. گوش هایم بی صدا.لب هایم دوخته.مجسمه ای در خانه. این منم.کاریش هم نمیشه کرد. من غمگین نیستم.بلکه مقداری خسته ام. هنوز جای جز جز سوزن رو می تونم حس کنم. یه سوزن نخ شده که بدون بیحسی وارد لبت میشه و در می یاد. و نه از شدت درد نمی تونی داد بزنی نه اعتراضی در کار است. فقط تحمل ،سکوت با ضخمی در صورت و جکیدن خون بر زمین. اشک هم فایده ای به حالت نداره.چون فقط نشون می دی که درد داری. و این اون لحظه کاری برات نمیکنه ، ولی خوبه که بیاد. دستانت بر صندلی آهنی بسته. دیکه چی کار میتونی بکنی وقتی دستاتو بستن و لبت رو دوختن و از شدت درد هیج جانی در بدن نداری و اگر هم به خواب بری تو رو با یک سطل آب سرد می پرونن. واییی اکه تونستی تصور کنی که چه جالب اکه که نه خوب اشکالی در نداره. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 14:3 توسط infect |
|
|
حرفی که حقیقتُ شاید داشته باشد. حرف های این کودک نوشته هایست که دستانش می نویسد و دیکر تمام. این کودک اژده های زیادی در اطراف خود می بیند که نمی تواند لب به سخن باز کند. و بگویید از آنها دوری کنید. چون نمی دونه که واقعین یا فقط تو فکر اون می یان. یا اینکه اون اینطوری می بینتشون.آخه اون اژده ها یه موفق هایی با اون خوش رفتاری میکنن. کودک نمی دونه کدوم درسته کدوم غلط. فقط به یکی پناه می بره که دیکه کسی اون رو نبینه . اما به اون کسی که پناه برده اون رو تو همه جا نشون می ده و میکه این افتخار این مکان. اون کودک باز هم باید اژد ها رو ببینه هیچ جوری نمیتونه ازاون فرار کنه. هر جا میره یکی هست که براش مثل اژده ها باشه.اخه اون هنوز عادت به محیط نکرده. برای همین خنده های کودکانش کم کم کمرنک میشن. این کودک فقط می تونه به نزدیک ترین کسانش پناه ببره.چون اونا دوسش دارن. همین. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 14:0 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 15:20 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 16:37 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 14:6 توسط infect |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:49 توسط infect |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:48 توسط infect |
|
|
عشق با زمان آغاز می شود و گواه این مصداق آن است که مرور زمان جرقه و حرارت
اگر دلیلی برای این تیره بختی ها وجود داشت می توانستم بر اندوه خود فائق آیم.
آه خدای من! از حسادت بر حذر باشید که حسادت هم چون غول چشم سبزی که آن گوشتی را که از آن تغذیه می کند را نیز تحقیر می کند
شکسپیر
دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم نه آنکه بمونم و فراموشت کنم...
*در لحظه شاد بودن علت خنده کنونی است به آنچه از این پی خواهد آمداطمینانی نیست.
*دل افسرده تحمل زبان تند را ندارد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:47 توسط infect |
|
زندگی چون گل سرخ است... پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطيف... يادمان باشد اگر گل چيديم... عطر و برگ و گل و خار همه همسا يه ديوار به ديوار هم اند... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:44 توسط infect |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:42 توسط infect |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 20:56 توسط infect |
|
|
هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو کوچک کني.........
هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني ...
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد..... .....
سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : ٬ دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند.............. !!
بر سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 20:56 توسط infect |
|
خاطرات همیشه بی بهانه گذشته را برایتان مرور
میکندو هیچ گاه به لحظه هایی که گذراندید
حسادت نمی کند خاطرات پاکند و ساده بی هیچ
آلایشی فقط ما هستیم که آنها را می
سازیم.خاطرات همیشه گوش به فرمان قلب
شمان تا شما اونا رو صدا نکنید آنها هرگزدر
میخوام بخندم به حالم و گریه کنم به روزی که نمی دانم و خبری زآن ندارم کاش میشد امروز را زندگی کنیم بخاطر خودمان
بخاطر ثانیه های عمرمان و فردا را که هنوز ندیده ایم به آسمان بی کران
آرزوهایمان بسپاریم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 17:0 توسط infect |
|
|
کاری به جز دوست داشتن تو من بلد نیستم با من بدی کردی ولی من با تو بد نیستم تندی مثه شلاق بارون میکنی پروانه ی قلبمو لرزون می کنی گلای تازه تازه ی شوق منو زخمی تر از خار بیابون می کنی با این همه کاری به جز دوست داشتن تو من بلد نیستم با من بدی کردی ولی من با تو بد نیستم دنبال تو سایه شدم بی اختیارو بی خبر افتاده می بری منو از این گذار به اون گذر بی اعتنا به بودن و نبودن این هم سفر حتی نمی گی این منم یا که غبار پشت سر با این همه کاری به جز دوست داشتن تو من بلد نیستم با من بدی کردی ولی من با تو بد نیستم تلخی نکن تندی نکن تو هم گرفتار منی بیشتر از اینم بد کنی تو پیش من نمی شکنی خودت زمستونم باشی هنوز هوای تو خوشه دل سختی کولاکه تو اگر چه عاشق می کشه با این همه کاری به جز دوست داشتن تو من بلد نیست با من بدی کردی ولی من با تو بد نیستم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 16:57 توسط infect |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
من تو این وبلاگ همه چیز آپ میکنم. مخصوصا در مورد رپ ، فقط رپ ارضام میکنه. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
موزیک.کلیپ.عکس.بیوگرافی. رپرهای ایرانی .::: بزرگترین مرجع دانلود موزیک رپ :::. وبلاگ هواداران حسام استپس دختر ایرونی!!! آهنگ ، عکس ، بیو گرافی فاز مثبت |
|
RSS
|
border=0>