تبليغاتX
آلوده شدن
همه چی
ماه من بیرون بیا امشب ....... 

 

میخام ببوسمت ................. 

 

کاش الان من اونجا بودم !! 

 

جای من بدون تو !!!!!!!!!!!!!!!! 

 

کاش عشقت دروغ نبود ! 

 

کاش در دهکده عشق فراواني بوود
توي بازار صداقت کمي ارزاني بوود

کاش اگر گاهي کمي به هم لطف مي کرديم
مختصر بوود ولي ساده و پنهاني بوود

کاش به حرمت دل هاي مسافر هر شب
رووي شفاف ترين خاطره مهمووني بود

کاش دنيا کمي از درد خودش کم مي کرد
قرض مي داد به ما هر چه پريشاني بوود

کاش به تشنگي پونه که پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بوود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام بوود
کاش رنگ شب ما هم کمي عرفاني بوود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران
قافل از اين دل ديوووونه که باروووني بود....

 

 

عشق ادما...

سلام اي روشن تر از سياهي

             اي انتظاري که نداري سودي جز تباهي

اي ستاره که با اون نگاه رنگين

                 چشمک زنون مي گي که هستي غمگين

اره بازم من امدم                تا که بشم همدم تو

بشم مجنون و ديونه         

                        تا که بدوني عاشقم عشق تو

مي خوايي بگم دليل من

                     براي دوست داشتن تو چي هستش

مي خوايي داد بزنم

              که دل من چند بار

                                   به پاي تو شکستش

باشه ميگم بهت مي گم

                             از بغض سالها انتظار

مي گم تا بدوني که

              عشق اينه

            اسم عاشق رو رو خودت هيچ وقت نذار

بذار از اولش بگم

                ازلحظه هاي بي کسيم واست بگم

اون روزي که چشماي تو

                          منو کردش اسير تو

شدم زندوني دل سنگ تو

                     ندونستي فدا شدم به پاي تو

حالا ديگه تموم شده شب من

                 صبح شده باز تموم لحظه هاي من

ديگه بايد برم و

                  براي رسيدن به تو دعا کنم

تمنا کنم به اون خداي عاشقا

                 که هيچ وقت جدا نکن

                عشق از دلاي ادما

 

 

اگر  مي دانستي که چقدر دوستت دارم
سکوت را فراموش مي کردي
تمامي ذرات وجودت، عشق را فرياد مي کرد.

اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي.

اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم.

اي کاش مي دانستي...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
هرگز قلبم را نمي شکستي
گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است.

اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها، جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت، بهانه اي براي زيستن ندارد.

اي کاش مي دانستي...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي.

اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي
غرورت را...  قلبت را...  حرفت را...

اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد.

کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي
اي کاش تمام اينها را مي دانستي . . .

 

 

يک نفر دلتنگ است...

 يک نفر سخت دلش بارانيست...

 يک نفر در گلوي خويش بغض خيسي دارد...

 مي خواهم بنويسم براي تو که در تمام لحظاتم وجود داري...

 با تو بودن مرا شاد مي کند وبي تو بودن مرا غمگين ودلتنگ...

 تو با من هستي در حالي که در کنارم نيستي...

 تو با مني چون در قلب مني...

 قلبم را با دنيا عوض نمي کنم چون...

 تو در آني و من تو را دوست دارم...

 

 


رو ساحل سرخ دلت اسم کسي رو حک نکن

به اينکه من دوست دارم حتي يه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجراي ما و عشق

تقصير چشماي تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم يه جو هوس نداشت

بس که يه عمر آزگار کاري به کار کس نداشت

تا اينکه پيدا شدي و گفتي ازاين چشماي خيس

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:36  توسط infect | 

وقتي تنها شده بودمتو نشستي توي قلبم

وقتي زخمي شده بودمتو بودي مرهم دردم

توي اوج بي كسي هاتو شدي همه كس من

وقتي غمگين شده بودمتو شدي دلواپس من

وقتي كه ترانه هاموبراي تو مي نوشتم

تو فقط مي فهميديتوي شعرهام چي نوشتم

تو واسه دلخوشي مناز همه دنيا گذشتي

واسه آرامش قلبمدر كنار من نشستي

اگه تو هرگز نبوديمن از غصه ميKiss you My love

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:36  توسط infect | 

به خلوتگاه تنهاییت دوباره خواهم آمد،

 

و خواهم شکست

 

سکوت تنهاییت را و تو را با خود

 

به تجلی گاه روشنی می برم

 

به جایی که احساس آئینه قابل لمس باشد

 

به جایی که سکوت معنای همه ی حرفهای ناگفته است

 

به دوردستها

 

به دیاری که آدمها زیر سنگینی کوله بار خیانت

 

 بی صدا ،نشوند.....

 

به دیاری که همه تن پوشی از صفا

 

 به همراه دستاویزی از راستگویی به تن

 

کنند و در دشت وسیع صداقت همراه با رقص واژه ها

 

و با ترانه سکوت

 

به دلبری دلهای عاشق بروند

 

 و از آنجا همگام با هم به دیار تو می آئیم .

 

تو ای تنها واژه معلوم ...........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:34  توسط infect | 

میخوام امروز همه نگفتنی ها رو بگم
قصه عشق گذشته قصه شادی و غم
تو گمون کردی بری دنیا تمومه واسه من
شادی از غم میمیره خنده حرومه واسه من
من نگاهم دیگه دنبال تو نیست
دلمو پس میگیرم مال تو نیست
دیگه هرگز ننویس قصه برام
برو من عشق دروغی نمیخوام
دیگه من عشق دروغی نمیخوام
نمیخوام نمیخوام نمیخوام



هر وقت خواستي بدوني کسي دوست داره تو چشاش آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

زل بزن تا عشقو تو چشاش ببيني...اگه نگات کرد آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

عاشقته...اگه خجالت کشيد برات ميميره...اگه سرشو آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

انداخت پائين و يه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

ميميره.......آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

 

 

 

 

 

 

 

همیشه خوشبخت باشی عشقم




  چقدر امشب دوريت برام سخته
نميخوام بگم عادت به پيشه هم بودن کرديم
ولي واقعا عادت به با هم بودن کرديم
الانم با هم هستيم.مهم دلمونه
دلي که همش به ياد تو شاد ميشه
نفسي که به اميد تو مياد و ميره
پلکي که به اميد ديدن تو باز و بسته ميشه
نميدونم چه جوري امشب احساسم رو توي اين وبلاگ بيان کنم
ميتونم بگم بزرگترين آرزوم خوشبختي تو هست
حالا چه با من چه بي من ...

 

دوستت دارم، چون تو آخرين اميد زندگي مني، و لياقت اين دوست داشتن را داري!
دوستت دارم تا حدي كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز دوست داشتن را نسبت به تو داشته باشند!
دوستت دارم بيشتر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن

دوستت دارم، همچو رهايي پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها،

دوستت دارم، همچو رهايي پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها،

 دوستت دارم همچو باران! باراني كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و مي‌شويد!

 

تصویر عاشقانه 

 

 

هرروزدلم درغم توزارتر است

 

هرروزدلم درغم توزارتر است

 

وز من دل بي رحم توبيزار تر است

 

بگذاشتيم غم تو مگذاشت مرا

 

حقّا كه غمت از تو وفا دارتر است

 

 

 

هی فلانی

هی فلانی

زندگی شاید همین باشد
یکفریب ساده و کوچک
آن هم ازدست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جزبا او نمیخواهی!
من به گمانم زندگی باید همین باشد
آه....آه،اما
او چرااین را نمیداند؟
او چرا اینقدر غافل است از من؟
من نمی دانم چرا طاووس من
این رانمی داند که دل من هم دل است آخر
سنگ و آهن نیست         

 

عاشقانه

اگر میدانستی

اگر  می دانستی که چقدر دوستت دارم

سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.


ای کاش می دانستی...
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

هرگز قلبم را نمی شکستی
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد.


ای کاش می دانستی...
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

همه چیز را فدایم می کردی
همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
و سال ها برایش گریسته ای.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
غرورت را...  قلبت را...  حرفت را...


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد.


کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی . . .

 

تا ابد دوستت دارم

 

اگر بعد از مرگم از تو پرسیدند : آن وجودی را که
زمانی با تو میدیدند که بود؟

بگو: دنیایی از عشق بود که درحسرت رسیدن به
کرانه عشق مرد.

بگو: دیوانه ی بت پرستی بود که بتش را دیوانه
وار دوست می داشت.

بگو: اشک در بدری بود که به هیچ دیده ای به جز
دیده ی من آشیان نداشت.

بگو: برای اندک زمانی با من بود ولی تا آخرین
لحظه هایش می گفت :

تــا ابـــد دوستت دارم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:29  توسط infect | 
 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:18  توسط infect | 
 

 

 

 

  
 
 
 
 
 
 
 

 



جمعه هجدهم مرداد 1387 |

 
 

 



جمعه هجدهم مرداد 1387 |
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:10  توسط infect | 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:6  توسط infect | 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:2  توسط infect | 
 

 

 

 

 

 

                               

 

               

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0:28  توسط infect | 
 

 

                  بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0:26  توسط infect | 
tatalo 

 

tatalo 

 

 
 
 
 
 
 
barap.blogfa.com 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:40  توسط infect | 
 
این هم کد:

border=0>

آلوده شدن