تبليغاتX
آلوده شدن - عكس وشعر
همه چی
                       

 

مهم این است که فقط باشی: زندگی کنی نفس بکشی

 

 

سلام. حالم  من خوبه. البته اينو دكتر ها مي گن.

 

چند وقته هر نصفه شب، از چشمام كلي كبوتر مي باره. چشام به

 

 عقربه هايیه كه انگار پاهاشون تو گل فرو رفته.

 

عقربه هايي كه مثل آفتابگردون  دور سرم مي چرخن و من سرگيجه

 

 مي گيرم. ديشب باد تندي زدو همه واژه هاموخورد.

 

بارون گرفت و همه شعر هامو  شست و با خودش  برد.

 

حالا فقط كلمه مقدس "تو" برام باقي مونده. كلمه اي كه بدون اون

 

 هيچ حرفي براي گفتن ندارم.

 

اين دقايق بي تو چه سخت مي گذره. دستمو بگیر!

 

 

بروووووووووووو

 

هر جا كه مي خواهي برو خدا پشت و پناه تو

 

به رسم كهنه اشك و آه مي ريزم به راه تو

 

ندارم هديه اي جزء اين كنم تقديم چشمانت

 

ببين با دست خالي رفت اين روح سياه تو

 

بسوز اي دل به اين آتش به جرم عاشقي هايت

 

به يك بيگانه دل بستي همين بود اشتباهايت

 

ببين كه عاشق رويت گذشت از عهد ديرينش

 

پس از اين نيست

 

                    دل تنگ و

 

                                       فداي بغض پنهانت . .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:13  توسط infect | 
 
این هم کد:

border=0>

آلوده شدن - عكس وشعر